₪سوگند₪
شعر
قراره محمد با ۳و۴ تا از دوستاش یک گروه تشکیل بدن محمدم پیانوشو میزنه گروهشون از این خوباست می گفت قرار آهنگاشون بره آمریکا تنظیم شه یکی از این دوستاش آهنگش تو اروپا و آسیا سوم شده تهرانیه تازه اومده ب ن د درمورده درس و دانشگاه حرف زدیم معماری تهران امسال قبول نشده قرار ۶و۷ ماه با هم نباشیم تا هر دومون خوب درس بخونیم ساعت ۱۰ شب رسوندم در خونه مامیم با زینب رفتن وسایل خریدن هومی اومده تهران با هدی دوستش قراره بریم بیرون اسی هم هست با ماشین اون میریم بیرون ۱روز با هومی و هدی رفتیم فرحزاد بحث این بود که مرد به زن خیانت می کنه ولی به نظر من این دور زمونه زنا هر بهترو می بینن می رن طرف اون ۲روز رفتیم دربند و ۱شبم رفتیم اس اف سی چند بار رفتیم خونه هما نهار دعوتمون کردن ۸ شهریور قرار بریم ب ن د ۲۲ مرداد با ع.پ ساعت ۷ رفتیم هما افطاری ۹.۳۰ با ایدا مریم حکیمه یاسمن آرش کیان محمد رفتیم پرتقال ساعت ۱۲ رسیدم خونه محمد همه رو رسوند دوباره دیر کردن یکی از دوستای صمیمی دوران راهنماییم و دیدم خیلی عوض شده بود نشناختمش احوال پرسی کردیم م.م امشب یک شب خاصی یک اتفاق ز.ک
| Design By : Night Skin |


